عـروسک مـن

چهارده دریا

عـروسک مـن

فاطمه ✿◕ ‿ ◕✿
چهارده دریا

عـروسک مـن

دختر کوچولو به مهمان گفت :

 

" میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟! "

 

مهمان با مهربانی جواب داد:

 

بله ... حتما ....

 

دخترک دوید و همه ی عروسک ها را آورد ...

 

بعضی از اونا واقعا با نمک بودن ...

 

ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود.

 

مهمان از دخترک پرسید:

 

کدومشونو بیشتر از همه دوست داری ... ؟!

 

و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره ...!!!

 

اما خیلی تعجب کرد 

 

وقتی دید دخترک به عروسک تکه پاره ای ک یک دست هم نداشت اشاره کرد

 

و گفت : 

 

" اینو "

 

مهمان با کنجکاوی پرسید:

 

اینکه زیاد خوشکل نیست ؟!

 

دخترک جواب داد:

 

" آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه

 

اونوقت دلش می شکنه ! "

 

"مهربونی یعنی این …

 

زندگی فردا نيست ،

 

زندگی امروز است ،

 

زندگی قصه عشق است و اميد ،

 

صحنه ی غمها نيست.

 

به چه می انديشی ؟!

 

نگرانی بیجاست ،

 

عشق اينجا و تو اینجا و خدا هم اينجاست ،

 

پای در راه گذار،

 

راهها منتظرند ،

 

تا تو هر جا كه بخواهی برسی ،

 

پس رها باش و رها ،

 

تا نماند قفسی

 

 

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







تاريخ : چهار شنبه 3 تير 1394 | 18:1 | نویسنده : فاطمه ✿◕ ‿ ◕✿ |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.